العلامة المجلسي

106

حياة القلوب ( فارسي )

الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرِينَ « 1 » . « 2 » ودر حديث موثق ديگر در تفسير اين آية از آن حضرت پرسيدند ، فرمود : گروهى بودند ميان محمد صلّى اللّه عليه وآله وسلّم وعيسى عليه السّلام تهديد مىكردند بت‌پرستان را كه پيغمبرى بيرون خواهد آمد كه بتهاى شما را بشكند وبا شما چنان وچنين كند ؛ پس چون آن حضرت بيرون آمد كافر شدند به أو « 3 » . قطب راوندى عليه الرحمة روايت كرده است كه : چون تبّع به مدينه آمد سيصد وپنجاه نفر از يهود را گردن زد وخواست كه مدينه را خراب كند ، شخصي از يهود كه دويست وپنجاه سال از عمرش گذشته بود برخاست وگفت : اى پادشاه ! مثل تو كسى نمىبايد كه سخن باطل را قبول كند ومردم را براي غضب به قتل رساند ، تو نمىتوانى اين شهر را خراب كنى . تبّع گفت : چرا ؟ گفت : زيرا كه پيغمبرى از فرزندان إسماعيل در مكة ظاهر خواهد شد وبسوى اين بلد هجرت خواهد نمود . تبّع دست از آنها برداشته متوجه مكهء معظمه شد وكعبه را جامه پوشانيد وأهل آن را اطعام نمود وشعري چند گفت كه مضمونش اين است : شهادت مىدهم بر احمد كه أو رسول است از جانب خداوندى كه آفرينندهء خلايق است ؛ اگر عمر من متصل شود به عمر أو هرآينه وزير وپسر عمّ أو خواهم بود ؛ بعضي گفته‌اند : آن تبّع كوچك بود ، وبعضي گفته‌اند : تبّع ميانين بود « 4 » ؛ وابن شهرآشوب رحمه اللّه روايت كرده است كه : تبّع أول اراده كرد كعبه را خراب كند وبه بلائي مبتلا شد كه اطبّا از معالجهء أو عاجز شدند پس يكى از وزراى أو أو را متنبّه ساخت كه : سبب اين بلا آن ارادهء بدى است كه كرده‌اى ، چون آن اراده را از

--> ( 1 ) . سورهء بقره : 89 . ( 2 ) . تفسير عياشى 1 / 49 ؛ كافى 8 / 308 . ( 3 ) . كافى 8 / 310 . ( 4 ) . خرايج 1 / 81 .